آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٤ - تصحيح تازه منيةالمريد - مهدوى راد محمدعلى
تصحيح تازه منيةالمريد
مهدوى راد محمدعلى
منية المريد فى أب المفيد و المستفيد. زين الدين بن على العاملى (شهيد ثانى). تحقيق رضا مختارى. (چاپ اوّل: قم، مكتب الأعلام الاسلامى، ١٤٠٩ ق / ١٣٦٨ ش). ٤٩٦ ص، وزيرى.
پيامبر بزرگ اسلام به هنگامى فرمان بعثت يافت و از غار حراء با آياتى از «قرائت» و «تعليم» سخن گفت(١) و به جايگاه بلند دانش و پرورش علمى و فكرى با تعبيرى لطيف تنبّه داد(٢) كه در جزيرةالعرب جهل و ناآگاهى بيداد مىكرد و جز تنى معدود از نگار ش و كتاب آگاهى نداشتند. در ادامه ابلاغ مكتب و گسترش آيين حق نيز پيامبر هماره به دانش اندوزى و تعليم و تعلّم تأكيد ورزيد و جايگاه بلند دانش و معرفت را ترسيم كرد. محدّثان آوردهاند كه:
پيامبر خدا از خانه بيرون آمد، در مسجد دو مجلس ديد: در يك مجلس دانش اندوزى و تفقّه در دين مىشد و مجلس ديگر به دعا خواندن و از خداوند مسألت كردن مىگذشت پيامبر فرمود: «هر دو مجلس نيك است؛ آن گروه خدا را مىخوانند و گروه ديگرى مىآموزند و مطالب را به نادانان مىفهمانند؛ امّا اين گروه آموزشگران برترند، و من براى آموزشگرى و تعليم مبعوث شدهام؛ آنگاه در كنار ايشان نشست»(٣).
اين روايت به روشنى از يك سوى ارجگذارى بى بديل پيامبر به تعليم و تعلّم را مىرساند، و از سوى ديگر نشانگر آن است كه فلسفه بعثت پيامبر و پيامبران براى زدودن غبار جهل از آينه ذهن و گستراندن آگاهى بوده است. آيات و روايات اين موضوع بسيار فراوانتر از آن است كه در اين ياد كرد كوتاه بگنجد؛ پيامبر گاه از زبان وحى «نابرابرى آگاهان و نا آگاهان» را مطرح مىساخت(٤) و به ديگر نگاه ضمن ارجگذارى به دانش و لزوم فراگيرى آن، انسان را به تعليم و تعلّم «از گهواره تا گور» فرا مىخواند(٥) و براى دست يافتن به آن حتّى اگر در دور دستترين مكانها باشد ترغيب و تشويق مىفرمود.(٦)
پيامبر بزرگوار اسلام عالمان را به ستارگان فروزان آسمان مانند مىكرد،(٧) و بدين سان جايگاه رفيع هدايتگرى آنان را گوشزد مىنمود و از هيچ گونه ستايش و بزرگداشت عالمان دريغ نمىورزيد و در برترى آنان بر عابدان مىفرمود: فضيلت عالم بر عابد همسان برترى و فضيلت من بر پايينترين افراد مردم است(٨)... اين ارجگذاريها و حرمت نهادنها بخش عظيمى از آثار منقول از پيامبر و امامان (ع) را فرا مىگيرد. گفتار *٢٥* شكوهمند و بلند على(ع) نيز تنبّه آفرين است كه از يك سوى فرمود: «العلم اصل كل خير(٩)» و از سوى ديگر فرمود: «الجهل اصل كل شر(١٠)». و اين بيان «زيباترين روح پرستنده»، حضرت سيّد الساجدين(ع) است كه فرمود: «لو يعلم الناس ما فى طلب العلم، لطلبوه ولو بسفك المهج و خوض اللجج»؛ (اگر مردم ارزش علم و دانش اندوزى را مىدانستند، به جستجوى آن بر مىخواستند؛ اگر چه به ريختن خونها بيانجامد و به فرو رفتن در گردابهاى مرگبار(١١)».
تعاليم الهى در اين زمينه - چنانكه پيشر ياد كرديم - بسيار گسترده است و در لابلاى سطور زرين اين روايات، ارزش تعليم و تعلّم شيوههاى برخورد متقابل استاد و شاگرد و... فراوان توان يافت.
گفتنى است كه از ديرباز محدّثين در تدوين جوامع حديثى، اين گونه روايات را در بابى ويژه گرد مىآوردهاند.(١٢) كه در سدههاى واپسين و به هنگام گسترش آثار مدوّن در ابعاد مختلف فرهنگ اسلامى، محقّقان و متفكّران اسلامى بر پايه اين روايات، كتابها و آثار گرانقدر و راهگشايى در زمينه شيوههاى تعليم و تعلّم، كتابت، نشر علم و حديث، آداب استادى و شاگردى، روشهاى بحث و جدال و... پرداختند. از جمله كهنترين اين آثار، كتاب آداب المتعلمين ابوعبداللَّه محمّد بن سحنون (م ٢٥٦ ق) است كه در ذيل عناوينى مربوط به معلّمان، روايات را عرضه كرده است.(١٣)
البتّه به جز اثر ياد شده، كتابهاى ديگرى نيز در آيين دانشورى و دانش پژوهى درحوزه فرهنگ اسلامى فراهم آمده كه در ذيل به برخى از آنها اشاره مىشود؛ تقييد العلم از خطيب بغدادى (م ٤٦٣ ق)، ادب الاملاء والاستملاء از عبدالكريم محمّد بن منصور سمعانى (م ٥٦٢ ق)، احياء النفوس فى صنعة القاء الدروس از كفى الدين على بن عبدالكافى، سبكى شافعى» تذكرة السامع والمتكلم في ادب العالم و المتعلم از ابن جماعه كنانى (م ٧٣٣ ق) (١٤) - كه همگونى فراوانى با منية المريد شهيد ثانى دارد - جامع بيان العلم و فضله و ما ينبغى فى روايته و حمله از ابن عبدالبرّ قرطبى (م ٤٦٣)، (١٥) الدر النضيد فى أدب المفيد والمستفيد از بدرالدين محمّد بن رضى الدين غزّى (م ٩٨٤ ق)، شفاء المتعلم فى آداب المعلّم و المتعلّم از عبداللطيف بن عبدالرّحمن مقدسى شافعى (معروف به ابن نباته)، منهاج المتعلّم از ابوحامد محمّد بن محمّد غزّالى (م ٥٠٥ ق) تعليم المتعلّم طريق التعلم از برهان الدين زرنوجى (م حدود ٥٩١ ق)،(١٦) و سرانجام مىتوان به منيةالمريد فى أدب المفيد و المستفيد، اثر گرانقدر و عديم النظير زين الدين بن على العاملى، معروف به شهيد ثانى (٩١١ - ٩٦٥ ق) اشاره كرد.
مؤلّف كتاب از قلههاى افراشته فرهنگ اسلامى و از چهرههاى خونين تشيّع و يكى از گرانقدرترين شخصيّتهاى سلسله منوّر فقيهان است. گفتگو از عظمت وى و تحليل آثار گرانقدر او در فسحت اين مقال نيست و آنرا مجالى ديگر بايد. وى به سال ٩١١ از مادر بزاد و پس از سالها تعليم و تعلّم، ژرفكاوى در معارف و فقه اهل البيت و برجاى نهادن دهها اثر گرانقدر و سودمند و تربيت كردن شاگردانى بزرگ، سرانجام به سال ٩٦٥ شهد شهادت نوشيد و خونين چهره به لقاءاللَّه شتافت. شهيد - رضوان اللَّه عليه - چه در تعليم و تعلّم و فراگيرى دانش و نشر آن، و چه در بهره ورى از منابع و مآخذ، از هيچ كوششى دريغ نورزيد و در دست يابيدن به مطلوب؛ آثار و مآثر، كليّه جريانهاى فرهنگ اسلامى را در نورديد. او از بسيارى عالمان عامه اجازه حديث دارد و در محضر بسيارى از آنان تلمّذ نموده است، چنانكه به بسيارى اجازه داده است و آنان از محضرش بهره بردهاند .
منيةالمريد فى أدب المفيد والمستفيد
منية المريد از مايه ورترين و رهگشاترين و بهترين آثارى است كه در اخلاق علمى و سلوك دانش اندوزى نگاشته شده است. كتاب در يك مقدّمه وچهار باب و يك خاتمه سامان يافته است؛ بدين سان: مقدّمه در ارزش دانش و فراگيرى و آموختن آن از ديدگاه قرآن و احاديث و آثار. باب اوّل: وظايف گونهگون شاگرد و استاد؛ باب دوّم: آداب مفتى و مستفتى و فتوا و شرايط آن؛ باب سوّم: آداب و آفات مناظره و مباحثه؛ باب چهارم: آيين كتابت و نگارش. و خاتمه كتاب، عهده دار تبيين مراتب علوم شرعى و مقدّمات آنها و بالأخره اندرزها و پندهاى شهيد به طالبان علم و دانشجويان است. منيةالمريد در حوزههاى علوم اسلامى، هماره از جايگاه بلندى برخوردار بوده است؛ عالمان بزرگ و مربيّان گرانقدر حوزههاى تشيّع به در نگريستن، آموختن و آموزاندن آن توصيهها فرمودهاند و جايگاه *٢٦* بلند و نقش والاى آن را ستودهاند. ابن عودى (شاگرد شهيد)، در ضمن ياد كرد آثار شهيد از آن چنين ياد مىكند:
از جمله آثار اوست منيةالمريد، در يك مجلّد؛ كه حاوى مطالب مهم و گرانقدر و داراى فوائد شريف و ارزشمند است. اين كتاب آخرين سخن را در برانگيختن و ترغيب به فراگرفتن فضايل و دورى از رذايل و آراسته شدن به شيوه نيكان عالمان و وارستگان به همراه دارد.(١٧)
فقيه وارسته و عالم بزرگ و درگير؛ مرحوم آيةاللَّه ميرزا حسن شيرازى ضمن ستايش از كتاب در تقريظى بر اوّلين چاپ آن، مطالعه آن را به اهل علم توصيه كرده و فرمودهاند:
چقدر شايسته است كه اهل علم مواظبت نمايند به مطالعه اين كتاب شريف و متأدب شوند به آداب مزبوره در آن.(١٨)
همچنين مرحوم آيةاللَّه سيّد محسن امين عاملى، ضمن ارجگذارى به آثار و نگاشتههاى مرحوم شهيد و شمارش برجستگيها و ابتكارهايش، تعبير زيبايى درباره منيةالمريد نوشتهاند:
و ألّف هو فيه منيةالمريد فلم يبق بعدها منية، لمريد(١٩).
منية المريد به عنوان يك اثر تعليمى، اقاليم قبله را در نورديده و در مجامع بزرگ دانش در اقاليم بشرى نيز، در جايگاه بلندى قرار گرفته است. دانشمند فقيد على اصغر حكمت از چگونگى اطّلاع خود بر اين اثر نفيس سخنى دارد كه يادكردش خالى از لطف نيست:
كسانى كه فريفته ظواهر تمدّن اروپا شدهاند... شايد از علوم و فنون شرعى و اسلامى كه بزرگان ما در طول قرون متواليه در آن تتّع، و استقصاء كرده و بحث و مطالعه فرموده و كتابها به يادگار گذاشتهاند، غافل بمانند؛ ليكن بر خلاف آنها، طالبين علم و معرفت در اصقاع فرهنگستان ممالك شرقى را مانند ويرانه مملوّ از گنجها نهفته دانش و دفينههاى فنون مىدانند و با شوق بى پايان و تحمّل انواع صدمات و شدايد يا به مسافرت يا به تجسس در كتابخانهها، فضايل مخزونه شرق را از كُنج اختفاء بيرون آورده با ترجمه و با حاشيههاى مشروح طبع و انتشار مىدهند. از آن جمله وقتى يكى از فضلاء خارجه با بنده نگارنده از كتاب منيةالمريد سخن گفت در بنده تأثير نمود. نسخهاى از آن بدست آوردم و مطالعه نمودم و آن را گنجينه مشحون از جواهر كلم و معارف و مملوّ از لآلى آداب و فضايل ديدم... مخصوصاً از نقطه نظر تاريخ تربيت داراى مقامى رفيع مىباشد، و نيز از لحاظ ادبى و اخلاقى. جا دارد كه آن كتاب شريف را مطالعه نمايند.(٢٠)
ارجگذاريهاى عالمان و محققان از كتاب شهيد افزون از آن است كه اين مختصر گنجايش آن را داشته باشد. عالمان و مؤلفان بسيارى نيز افزون بر ستايش بليغ از كتاب، آن راجزء منابع آثارشان آورده و بدان ارجاع دادهاند؛ از جمله: مرحوم صدرالمتألهين (م ١٠٥٠) در شرح اصول كافى (ص ١٥٥ و ١٥٦)، مرحوم سيّد نعمت اللَّه جزارى (م ١١١٢) در الانوار النعمانيّة، (ج ٣، ص ٣٣٨، ٣٨٠)، مرحوم سيّد محمّد حسين عاملى (م )الأنثى عشريه فيالمواعظ العددية (فصلهاى ٩ و ١٠ و ١١ از باب دوازدهم)، مرحوم مقدس اردبيلى (م ٩٩٣) در مجمع الفائدة والبرهان (ج ٥، ص ٣٩٨)، مرحوم شيخ يوسف بحرانى (م ١١٨٦) در الحدائق الناضرة (ج ١٨، ص ١٠ و ١١)، مرحوم شيخ عبداللَّه مامقانى (م ١٣٥١) در مقياس الهداية في علم الدراية (چاپ شده با تنقيح المقال، ج ٣، ص ١١٣ و ١١٤) و... افزون بر اينها، دكتر عبدالامير شمس الدّين كتابى نوشته است درباره منية المريد و تحليل آراء و افكار تربيتى شهيد؛ به نام زين الدّين احمد فى منية المريد، كه در سال ١٤٠٣ در بيروت چاپ شده است. (٦٢ ص).
به هر حال، سخن گفتن از آن چشمه سار زلالِ هماره جارى كه قرنهاست جانهاى شيفته و شيداى طالبان علم و جستجوگران فضايل و بلنديها را سيراب مىكند، در اين صفحات محدود به هيچ روى ممكن نيست.
چاپهاى منيةالمريد
اين كتاب از سال ١٣٠١ قمرى تا كنون به شش گونه در بمبئى، تهران، نجف و قم بارها چاپ شده است. (منيةالمريد، مقدمه، ص ٦٠ - ٦١). ناهنجارترين، مغلوطترين و تاجرانهترين آنها، چاپ «مجمع الذخائر الاسلامية» در قم است، و بهترين آنها متنى است كه عالم بزرگوار، جناب آقاى حاج شيخ حسن مصطفوى، تصحيح و چاپ كردهاند. آخرين چاپ منيةالمريد (پيش از چاپ مورد گفتگو) با تصحيح و تحقيق آقاى شيخ احمد قصير عاملى به سال ١٣٦٣ به وسيله دفتر انتشارات اسلامى *٢٧* در قم نشر يافته است. اين چاپ نيز به رغم برخوردارى از برخى مزايا و ارجاع برخى از روايات و آثار به منابع، اغلاط و كاستيهاى فراوانى دارد. به طورى كه مىتوان گفت وجه مشترك تمام اين چاپها، اغلاط فاحش و فراوان آنهاست به طورى كه حتّى نام كتاب هم در اين چاپها به اشتباه ضبط شده است (ص ٧٥ - ٧٦) - و هرگز اين چاپها شايسته چنين اثر گرانقدر و مايه ورى نيست.
اينها كه آمد و جز اينها، از يك سوى و ارزشِ والاى كتاب و جايگاه بلند آن در تعليم و تربيت از سوى ديگر، فاضل سختكوش و نكته بين جناب آقاى رضا مختارى را بر آن داشت كه به تحقيق فرابنيادى و گسترده آن دست يازد. اينك پس از چهار سال تلاش - سپاس خداى را - كار تحقيق، استخراج منابع و چاپ آن پايان يافته، و كتاب حاضر در هيئتى شكيل، زيبا و چشم نواز در اختيار تشنگان معارف اسلامى و جستجو گران آگاهى از تعليم و تعلّم اسلامى نهاده شده است.